شنبه 28 آبان ماه سال 1384

جاتون خالی دیروز رفته بودیم بیرون شهر  پیک نیک حالی بردیم خفن منظره رو داشته باشین:

اون که می بینین منم-  اونجا یه منظره ناراحت کننده دیدم ببینید-به نظر شما چرا ؟؟؟؟؟ 

یکشنبه 22 آبان ماه سال 1384

 

دعای فرانسیس مقدس

خدابا مرا به وسیله ای نیرومند برای بسط و توسعه صلح وآرامش تبدیل کن .

در دلهای سرشاراز کینه وخصومت بذ ر عشق ومحبت بیفشانم

در دلهای  افراد ستم دیده عفو بخشش

در دلهای آکنده از تردید ایمان

در دلهای سرشار از نا امیدی ، امید 

در دلهای مملو از ظلمت ، روشنایی

در دلهای سرشار از غم واندوه ،‌ شادمانی

*

*

*

اوه خدای من کمکم کن تا :

همان گونه که به فکر تسلی غم ودرد خود هستم ، در راه تسکین اندوه دیگران نیز بکوشم؛

به همان اندازه که دراندیشه تفهیم نقطه نظرهایم هستم به فهمیدن سخنان دیکران نیز توجه کنم

چرا که آنچه دریافت می کنیم ناشی از ایثار است؛

با عفو و بخشش ؛ مشمول عفو وبخش می گردیم!

پنجشنبه 19 آبان ماه سال 1384

زمان چه قدر شگفت انگیز است وما چه قدر عجیب غریبیم ! زمان واقعا دگذگون گشته ،وبنگر مارا نیز دگرگون کرده است.زمان یک گام جلو تر آمد نقاب از چهره برگرفت مارا به وحشت انداخت وسپس به وجودمان آورد .

دیروز از زمان گله داشتیم و از هیبت آن به خود می لرزیدیم . اما امروز یاد گرفته ایم  که دوستش بداریم وتکریمش کنیم ، زیرا اکنون مقاشد ، منش،اسرار ورازهایش را می فهمیم .

---------

جبران خلیل جبران

یکشنبه 15 آبان ماه سال 1384

من یقین دارم که برگ ،

کاین چنین خود را رها کرده ست، در آغوش باد.

فارغ است از یاد مرگ !

***

لاجرم چندان که در تشویش ازین بیداد نیست .

پای تا سر ،

زندگی ست!

***

آدمی هم مثل برگ ،

می تواند زیست بی تشویش مرگ،

گرندارد همچو او ، آغوش مهر باد را ،

می تواند یافت ،لطف:

«هرچه باداباد »را!

-------

اثر: فریدون مشیری

پنجشنبه 12 آبان ماه سال 1384

عید فطر رو به همتون

 تبریک میگم

 

 free wallpaper

   1      2    >>